محمد رضامحمد رضا، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 17 روز سن داره

زندگی مامان

ماهگرد تولدت مبارک

ماهگرد تولدت مبارک نفس (با تاخیر) با هزاران عشق و بوسه  ماهگرد تولدت مبارک باشه دلنبدم، می خوام به روز ماهگردت رو تبریک بگم  متنش رو آماده کرده بودم روز یکشنبه که روز 16 مهر آبدیت بشه اما از بس جنابعالی شیطونی میکنی یادم رفت بذارم تو وبلاگت بلا. شیرین زبونم الهی مامان قربون اون نازت و اداهات بگرده که عین دختر ها ناز داری. فدای اون مامان گفتنت برم که وقتی میگی خستگی در میاد، محمد رضای نازم تو خیلی  خیلی خاله لیلا جون رو دوست داری هر کی زنگ خونمون رو میزنه میدوی و پشت در میگی آع آع ، وقتی خاله میاد خونمون حسابی باهات بازی میکنه و تو ذوق میکنی و میدوی پشت چوب لباسی و قایم میشی و بلند بلند صداش میزنی، الهی به امام رضا (ع) خدا صد...
18 مهر 1392

شیطونی

سلام عمر مامانی ! خیلی  دوست دارم هر روز مثل اون روزهایی که سر کار میرفتم بیام و وبلاگت رو بنویسم اما نمیذاری عشقم، خیلی خیلی وابسته من شدی و یه لحظه نمی تونم تنهات بذارم فقط با خودم آروم میشی و مدام دوست داری شیر بخوری و منو ناز کنی. عسلم اصلا غذا نمیخوری تازه چند روزه که دارم بهت شربت اشتها آور میدم یه کمی غذا میخوری، نصف  شب ها حسابی منو اذیت میکنی خیلی بد میخوابی  و گریه میکنی وقتی بیدار هم میشی با هزار ناز و عشوه میگی: می می می می! یه شیرین کاری که جدیدا یاد گرفتی و من عاشقشم اینه که یه نون بزرگ رو بر میداری حسابی لوله اش میکنی با زورمیذاری تو دهنت، آخه نون خیلی دوست داری نفسم  چند شبه میخوام ببرم بذارمت تو اتاقت...
18 مهر 1392
1